على اكبر دهخدا
604
امثال و حكم ( فارسى )
باب چ . چادر قلعهء زن است . چون زن در چادر باشد بر گفتگو و خريد و فروش او با مردان بيگانه بحثى نيست . چار پهلو شدن . با خوردن بسيار آماس سخت در شكم پيدا آمدن . مثال : گربه را شكم از نعمت او چهار پهلو شد . مرزباننامه . حرص را گرچه بود علت جوع كلبى * چار پهلو كند از خوان نوال تو شكم . ابن يمين . شكم ز خوان عطاى تو چار پهلو كرد * اگرچه بود گرفتار جوع كلبى آز . ابن يمين . و شكم چارسو شدن نيز آمده است . مثال : شكم از خورد چارسو چه كنى * خويش را بندهء گلو چه كنى . سنائى . چار تكبير خواندن ، چار تكبير زدن ، چار تكبير كردن . چار تكبير گفتن . از چيزى يكباره چشم پوشيدن ، ترك هميشگى كسى گفتن . مثال : خوانده بر گنده پيرى و ميرى * سه طلاق و چهار تكبيرى . سنائى . گر كنى در جهان به شبگيرى * دو سلام و چهار تكبيرى . سنائى . چار تكبير كن چو خير الناس * بر كه ؟ بر چهار طبع و پنج حواس . سنائى . هر كه در ميدان عشق نيكوان گامى نهاد * چار تكبيرى كند بر ذات او ليل و نهار . سنائى . سه شراب حقيقتى بخوريم * چار تكبير بر مجاز زنيم . سنائى . رغبتش رغم كان و دريا را * چار تكبير كرده و سه طلاق . انورى . من هماندم كه وضو ساختم از چشمهء عشق * چار تكبير زدم يكسره بر هرچه كه هست « 1 » . حافظ . در حال چهار تكبير بر ملك خواند و عروس پادشاهى را سه طلاق بر گوشهء چادر بست . تاريخ جهانگشا پس چون بر ساحل محيط كرم تشنه روزى چند صبر كرد و اثر شفاء عارضه نمىديد چهار تكبير بر آن حضرت كرد و عنان عزيمت بر صوب غور و غزنين گردانيد . تاريخ سلاجقهء كرمان نظير : سه طلاق گفتن . دو سلام كردن . چارديوارى اختيارى . اين مثل عاميانه اصل مصونيت مساكن را خواهد . نظير : محتسب را درون خانه چكار . سعدى .
--> ( 1 ) ظاهرا و چنان كه از شعر خواجه شمس الدين حافظ نيز تا حدى مشهود است مراد از چهار تكبير تكبيرهاست كه در نماز ميت گويند . در نماز ميت معمولى مذهب شيعه پنج تكبير هست و چهار تكبير مخصوص نماز اهل سنت و جماعت باشد : و هى على المؤمن خمس تكبيرات بلا خلاف بيننا .